Masculinity, Comedy, and Control: Davoud Esmaili and The Taming of the Shrew

Authors
1 PhD student
2 Department of English, Ka.C.,  Islamic Azad University, Karaj, Iran.
3 Department of English, Ha.C.,  Islamic Azad University, Hamedan, Iran.
Abstract
Few dramatists have achieved the global reach and adaptability of William Shakespeare. In Iran during the Pahlavi era (1925–1979), Shakespeare’s works entered cinema in ways shaped by modernization, secularization, and Western influence, yet mediated by censorship and persistent patriarchal norms. While tragedies addressing regicide and royal authority were largely unstageable, filmmakers adapted “safe” plays like The Taming of the Shrew into the commercial filmfarsi genre, blending melodrama, comedy, and spectacle. Davoud Esmaili’s 1969 feature The Cat Is Killed at the Bridal Chamber, inspired by both Shakespeare’s play and Zeffirelli’s 1967 film adaptation, exemplifies this process, presenting the comedy through exaggerated humor while normalizing masculine aggression and female subordination. Employing Linda Hutcheon’s theory of adaptation and Laura Mulvey’s concept of the male gaze, this article examines how the film reinterprets The Taming of the Shrew not as critique but as reinforcement of patriarchal authority, revealing how filmfarsi both reflected and intensified gender hierarchies.
Keywords

Article Title Persian

مردانگی، کمدی و کنترل: داوود اسماعیلی و رام کردن زن سرکش

Authors Persian

محمدتقی قاسمی 1
فاطمه برناکی 2
عباس گودرزی 3
1 دانشجوی دکتری دانشگاه آزاد تهران شمال دان
2 گروه زبان انگلیسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
3 گروه زبان انگلیسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران
Abstract Persian

تعداد کمی از نمایشنامه‌نویسان به گستردگی و تطبیق‌پذیری جهانی ویلیام شکسپیر دست یافته‌اند. در ایران در دوران پهلوی (۱۹۲۵-۱۹۷۹)، آثار شکسپیر به شیوه‌هایی که تحت تأثیر مدرنیزاسیون، سکولاریزاسیون و نفوذ غرب شکل گرفته بودند، اما با سانسور و هنجارهای مردسالارانه مداوم، وارد سینما شدند. در حالی که تراژدی‌هایی که به شاه‌کشی و اقتدار سلطنتی می‌پرداختند، عمدتاً غیرقابل اجرا بودند، فیلمسازان نمایشنامه‌های «ایمن» مانند «رام کردن زن سرکش» را در ژانر تجاری فیلمفارسی اقتباس کردند و ملودرام، کمدی و نمایش را با هم ترکیب کردند. فیلم بلند داوود اسماعیلی در سال ۱۹۶۹ با عنوان «گربه در حجله کشته می‌شود» که از نمایشنامه شکسپیر و اقتباس سینمایی زفیرلی در سال ۱۹۶۷ الهام گرفته شده است، نمونه‌ای از این فرآیند است که کمدی را از طریق طنز اغراق‌آمیز ارائه می‌دهد و در عین حال پرخاشگری مردانه و فرمانبرداری زنانه را عادی جلوه می‌دهد. این مقاله با به‌کارگیری نظریه اقتباس لیندا هاچن و مفهوم نگاه مردانه لورا مالوی، بررسی می‌کند که چگونه فیلم، رام کردن زن سرکش را نه به عنوان نقد، بلکه به عنوان تقویت اقتدار مردسالارانه بازتفسیر می‌کند و آشکار می‌سازد که چگونه فیلمفارسی، سلسله مراتب جنسیتی را هم منعکس و هم تشدید کرده است.

Keywords Persian

شکسپیر
اقتباس
سینمای ایران
فیلمفارسی
خشونت مردانه